کوتاه نوشته های اجتماعی و اقتصادی

۱۱ مطلب با موضوع «آموخته ها و ادراکات» ثبت شده است

لعنت بر شبه خانواده

شبه خانواده ها فقط شبیه خانواده هستند و عملا نیستند.
تشکیل شده از یک شبه پدر، شبه مادر و احیانا چند فرزند سرگردان و خود مختار. ارتباط بین زن و شوهر تقریبا منقطع و حداکثر به واسطه رابطه جنسی. فرزندانی که هیچ گونه محبت و عاطفه ای از پدر و مادر دریافت نمی کنند و هیچ گونه توجهی از سوی شبه پدر و مادر به نیازهای آن ها و تامین آن ها صورت نمی گیرد و فرزندانی که در دنیای وحشی امروز، قربانی هوس و شاید نیاز دو فرد بی مسئولیت خواهند شد.

لعنت بر شبه خانواده ها

۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۳۶ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرید پرهمت

ببخشید: کجا می تونم خانواده گیر بیارم؟

خانواده همان خانه است که به جای حفظ ما از سرما و گرما، ما را از طوفان های روحی و آسیب های روانی، حفظ می کنه. اما سوال اینه که کجا میشه خانواده گیر آورد؟

خانواده جایی است که راحت و آسوده بدون فکر کردن به طوفان سهمگین بیرون می توان گرمای محبت و آرامش رو تجربه کرد و با آرامش به رشد و پیش رفت، فکر کرد و برای آن گام برداشت...

خانواده بسازید همان طور که خانه می سازید اگر خواهان حفظ خود از بلاهای روحی و روانی هستید

۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

تجربه‌ی یک ملاقات و مصاحبه کاری

اگر نوشته های شخصیت کاری و اولین تجربه من رو نخوندید، اول نوشته های کوتاه زیر رو نگاهی بندازید:

چگونه یک جایگاه شغلی را بدست آوریم؟
شخصیت کاری خوبی از خودم نساختم

امروز هم یه تجربه ی دیگه رو پشت سر گذاشتم. تفاوت این دفعه با دفعه قبل، این بود که نگاه و بینش و درک من و طرف مسئول گزینش،‌به هم نزدیک بود و در واقع به نوعی نگاه مشترک و درک مشترکی داشتیم و مسئول گزینش آدم عمیق و پری بود، نه سطحی و ظاهربین و این شد که ارتباط خوبی بین ما شکل گرفت و امیدوارم که ان شا الله آن چه خیر است، وافع شود.

در همین موضوع تفاهم و نگاه نزدیک به هم، نوشته ی کوتاه نقش تفاهم در استمرار و پایداری ارتباط رو می تونید یه نگاه بندازید. 

از این که نگاهتون رو چند دقیقه ای به من سپردید، بی نهایت ممنونم.

۲۳ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

نقش تفاهم در استمرار و پایداری ارتباط

یک ارتباط بین دو نفر، شکل گرفته است. یکی از مهم‌ترین عوامل رشد این رابطه، تفاهم است. تفاهم را فهم نزدیک به هم می دانم و تعریف می کنم.
معمولا کسانی که فهم مشترک و نزدیک به همی از پدیده ها ندارند، در ارتباط خود دچار سردی و دوری از هم می شوند. مثالی برای نزدیک شدن به فهم مشترک، ارتباط دو فرد از دو جناح سیاسی مختلف است.

اگر نگاهی به دوستان خود بیندازیم، دوستان صمیمی خود را، کسانی خواهیم یافت که اشتراک فهمی بسیاری با هم داریم یا در واقع اشتراک نظر زیادی داریم و بسیاری از نظرات و دیدگاه هایمان با هم انطباق دارد و بر عکس با کسانی که اختلاف شدید دیدگاه داریم، ارتباط سرد و بی روحی داریم.

فهم ما در قالب بینش و نگرش، ریخته می شود و در واقع بینش و نگاه ما همان فهم ماست. بنابراین آن چه یک ارتباط مستمر و پایدار و با ثبات را خلق می کند، بینش و نگاه نزدیک به هم یا فهم نزدیک به هم است.

ازدواج هم یک ارتباط است و برای این که زوج ارتباط مستمر و پایداری داشته باشند، نیازمند نگاه و بینش نزدیک و فهم نزدیک به هم هستند، هر چند سایر عوامل هم به جای خود موثرند.

دیدگاه شما چیست؟

۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

تولید که بیش از مصرف باشد...

تولیدات انبوه محتوا از جنس های مختلف متن، صوت، فیلم و ... که بسیار فراتر از ظرفیت مصرف کننده ها یعنی انسان است، دو مسئله را ایجاد می کند. یکی برای تولید کننده ها و یکی برای مصرف کننده ها.

تولید کننده های محتوا باید به این مسئله بپردازند که محتواهای تولیدی آن ها چگونه باشد تا به مصرف برسد؟ و مصرف کننده ها باید برای خود ملاک و شاخص تعیین کنند تا بتوانند، از میان انبوه حجیم محتوا، نیاز خود را بر طرف کنند.

من و محتوای تولیدی ام، مخاطب و محتوای مورد نیاز و مورد علاقه اش، تکثر بنگاه های تولیدی، محتواهای تکراری و ناکارآمد، ... برآیند این ها راهبرد ما را شکل خواهد داد.

زمانی تولید چه از نوع فیزیکی، چه محتوایی آن کافی بود و پیچیدگی ای در توزیع آن نداشتیم، امروز هم در تولید پیچیدگی داریم و مهم تر از آن در توزیع.
مهم نیست چقدر محتوا با کیفیت باشد، هر چند هست! ولی مهم تر، رساندن آن به دست مخاطب و پذیرش آن توسط مخاطب و اعتماد به آن و مصرف آن است...

۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

ترجیح می دهم بسازم تا این که بنالم...

ترجیح می دهم به جای این که مثل دیگران،‌مشغول نقل صورت مسئله باشم،‌ مسئله را تعریف و سپس مشغول حل آن باشم و به جای این که بنشینم و نق بزنم، حرکت کرده و گامی به سمت آن چه می خواهم، بردارم و مشغول ساختن فردا باشم.

ترجیح می دهم بسازم تا این که بنالم

۱۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۸ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

فضای صفر و یکی عقل و انسان احساسی

فضای منطق و عقل، فضای صفر و یکی است، خشک، سرد و بی روح.
تنفس در فضای عقل به مدت طولانی، احتمالا منجر به خفگی و تنگی نفس قلب خواهد شد.

زیستن در فضای عقل، زندگی مکانیکی و بی روحی خلق خواهد کرد، بدون نشاط و بدون شور و حرارت و هیجان.
هر چند نتایج و یافته های عقلی، خود شور آفرینند، اما کافی نیستند و خیلی زود مجدد خلا شور و هیجان و حرارت قلبی را احساس خواهی کرد.

تعادل، کلید قفل گشاست...

۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۳ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرید پرهمت

چگونه یک شغل خلق می شود و راه کار رفع بیکاری

۱۰ روز پیش سوالی خدمتتان مطرح کردم که چطور این همه شغل ایجاد کنیم؟ و اما پس از ۱۰ روز، بخوانید:

-تعریف شغل

شغل یعنی مشغول بودن. شغل، مشغله، اشتغال، مشغول و ... همه از یک خانواده هستند. تمامی ۲۴ ساعت شبانه روز ما مشغول هستیم، اما از لحاظ عرف، شاغل نیستیم.
در عرف، مشغول بودن به کاری که منتج به منفعت مالی شود، شغل محسوب می شود.

- چگونه یک شغل خلق می شود؟

زمین، منبع و مخزن مواد خام و دست نخورده است. خاک، آب، چوب، فلزات و ... انسان ها وقت خود را صرف افزودن ارزش این مواد خام می کنند!! یعنی چوب را به عنوان ماده‌ی اولیه به میز و صندلی تبدیل می کنند و از این راه، ارزش چوب را می افزایند. مطمئنا، این خلق ارزش، بسته به هدف ماست و یک معیار نسبی است بدین معنا که اگر نیاز ما در باشد و نه میز و صندلی، تبدیل چوب به در افزایش ارزش چوب محسوب می شود و تبدیل آن به میز و صندلی، کار بیهوده ای خواهد بود.

مثال دیگر تبدیل خاک به عنوان ماده اولیه به سفال یا مجسمه است که به این واسطه ارزش خاک را افزوده ایم.
فردی که مشغول تبدیل ماده اولیه به محصول نهایی و در واقع مشغول افزودن ارزش ماده‌ی اولیه است، شاغل محسوب می شود.

-تولید یا همان تولد، راه کار اشتغال زایی

ولد، تولید، مولد، تولد، مولود و ... همه از ریشه ولد هستند. به عبارتی می توان تولید را با تولد معادل دانست. فردی که مشغول افزودن ارزش یک ماده اولیه است، در نهایت حاصل کار او، تولد یک محصول است. به عبارت دیگر، ایجاد ارزش افزوده به خلق و تولید منجر می شود.

به همین دلیل تاکید مکرر مقام معظم رهبری بر رونق دادن به تولید ملی و به خصوص بنگاه های تولیدی کوچک و متوسط است و البته دلایل اقتصادی دیگر هم بر اتخاذ این راهبرد موثر بوده است که از آن می گذریم...

در همین رابطه بخوانید:
چگونه یک شغل ایجاد می شود؟
چگونه یک جایگاه شغلی را بدست آوریم؟
شخصیت کاری خوبی از خودم نساختم

۱۱ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۳ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

احساس مبهمی دارم...

احساس مبهمی دارم، احساسی که برام آشنا نیست و نمی دونم دلیلش چیه و نتیجش چی میشه...

شناخت احساسات و مدیریت اون ها برای ساختن زندگی مطلوب بسیار مهم و حیاتی است. در روان شناسی بهش میگن هوش هیجانی یا همون ای کیو.

داشتن یه حس مبهم برای من یعنی اضافه شدن یه حس جدید. جالب و هیجان انگیز هست، مثل جعبه ی در بسته ای میمونه که کنجکاوی بدونی چی داخلش هست.

یکی از مهارت هایی که همه به عنوان انسان بهش نیازمندیم مهارت ارتباط با احساس یا تعامل با احساس هست.
احساس رو درک کنیم و بفهمیم، ریشه و علتشو بشناسیم و اثرات و تاثیراتشو بشناسیم تا در نهایت اون رو در راستای زندگی ای که می خواهیم بسازیم، هدایت و مدیریت کنیم.

اگه علاقه مند بودید موضوعات هوش هیجانی، تخلیه هیجانی و مباحث مربوط به واژه احساس رو جست و جو کنید.

۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۳ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرید پرهمت

چگونه یک جایگاه شغلی را بدست آوریم؟

برای به دست آوردن یک جایگاه شغلی طبق مشاهدات به ۴ چیز نیاز است:

-مدرک
-سابقه و تجربه
-اثبات کردن خود(پشت سر گذاشتن چالش ها)
-رابطه

برای شما که می خواهید در فلان جایگاه قرار گیرید آن چه مهم است توانایی انجام وظیفه و به عبارت دیگر مهارت انجام وظیفه به بهترین شکل است، اما داستان به این جا ختم نمی شود.

سابقه و تجربه به شما شخصیت کاری می بخشد. شخصیت کاری یعنی چهره‌ی کاری شما.
همان طور که هر شخص یک چهره‌ی ظاهری دارد، وقتی می خواهند شما را ارزیابی کنند و در مورد شما تصمیم گیری کنند به چهره و شخصیت کاری شما نگاه می کنند.

مدرک، سابقه و تجربه بخشی از شخصیت کاری شما را می سازد و بخش مهمی از شخصیت کاری شما در چالشی که برای ارزیابی به شما واگذار می کنند، شکل می گیرد. مثلا وقتی می خواهید در یک خبرگزاری مشغول شوید، نوشتن چند خبر به عنوان چالشی است که برای شما در نظر گرفته می شود و بخش عظیمی از شخصیت کاری شما بسته به کیفیت نوشتن آن خبر ها دارد. اثبان کردن خود یعنی با کیفیت و قدرت از چالش ها عبور کردن.

مهم ترین معیار اثبات خود یعنی عبور از چالش هاست که در این صورت با وجود نداشتن مدرک و سابقه کاری، چهره وشخصیت کاری خوبی از خود خواهید ساخت و دیگران را اقناع خواهید کرد که شما برای این جایگاه مناسب هستید.

اما از رابطه هم نمی توان چشم پوشی کرد و آن را به عنوان نیاز چهارم قرار دادم. هر چند یک نیاز الزامی نیست و همان طور که گفتم اصل این است که شما چه شخصیت کاری و چهره‌ی کاری از خود خواهید ساخت.

۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت