پنجره ای رو به زیبایی ها

۱۶ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

محل خدمت و یا احتمالا شهادت

بالاخره محل خدمت سربازی بنده هم مشخص شد، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.


شور و شعف خاصی در من ایجاد شده و اصطلاحا دل تو دلم نیس، نه به خاطر سپاه بودن بلکه به خاطر احساسی که با دیدن محل خدمت به من دست داد. حس عجیبی که غوغایی در من ایجاد کرد. حس کردم در شهادت باز شده و یک فرصت پیش رو دارم، فرصت شهادت.

این حس منو بدجوری به هم ریخته. منی که همیشه نگاه غالبم عقل و منطق بوده و کمتر حس رو تجربه کردم.

لطف کنید هر کی این نوشته رو خوند یه دعا در حق ما کنه که ان شا الله آن چه خیره محقق بشه.

ممنونم

۱۲ دی ۹۷ ، ۰۲:۰۴ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
فرید پرهمت

بازگشت به خودم

چند سالی در بیرون از خودم به دنبال مسائلی می گشتم و آخر سر چیزی پیدا نکردم و در این مدت، آنچه داشتم هم فراموش کردم.

آنچه که داشتم و باعث شد در طی ۸ ماه چنان حرکتی کنم که امروز فکر کردن به آن مرا متحیر می کند ولی خب زمان بازگشت به خودم رسیده و گذشته زمان آنکه:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

آنچه داریم و در درون خود و نزدیک ترین جا به خودمان است چرا جای دیگر در پی آن باشیم.

۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۱:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

جذب شغل برای نامزد!! بدون شرح

بدون شرح.

جذب شغل برای نامزد

قضاوت با شما

۲۶ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۵ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

حرف های قشنگ چرا واقعیت پیدا نمی کنند؟

قبلا در از حرف تا واقعیت از گذشته و آینده گفتیم و این که آیا آینده هم مثل گذشته خواهد بود...

اما از در و دیوار، زنده و مرده و ... حرف های قشنگ قشنگ بسیار می شنویم. چه عناوین قشنگ و پر زرق و برقی، دهن پر کن و رو کم کن. نمونه هایش: عدالت، رفاه اجتماعی، حقوق بشر و ...
گذشتگان ما این همه حرف های خوب خوب زدند، چرا عملی نشد؟ معاصرمان ما هم چنین هستند. آخر کی حرف های قشنگ می خواهد واقعیت پیدا کند؟

اگر نمی خواهد محقق شود چرا این همه تکرار می کنیم؟ چون احساس خوبی به ما دست میدهد و با گفتنش حس رضایت و امیدواری پیدا می کنیم؟

شاید. شاید همین حس امیدواری و شور و شوقی که ایجاد می کند، چواب سوال باشد. بالاخره هر چه نباشد انسان به امید زنده است و به شور و شوق و نشاط.

شما جواب بهتری برای این سوال دارید؟

۱۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۰۴ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

آهای پسرا از دخترا یاد بگیرین... / وقتی کتاب مرا می میراند

مسئله اول

داستان اینه وارد صفحه ی یه خانم که میشی بسیاری از کامنت ها به خصوص اولین کامنت ها رو خود خانم ها دادن. اقایون یاد بگیرن لدفا!!!

این تیکه اول اصلا خودم نیستم، بلکه تاثیرات همین دوستان هست اخه برگردید اولین نوشته های منو ببینید این اخری رو هم ببینید خودتون فضا میاد دستتون.

مسئله دوم

همه جا شنیدید و خوندید که کتاب ادمو زنده میکنه و حتی روایت هم داریم...
اما میخوام بگم هرجا افراط شد نتیجه عکس میشه، نمونش خودم که خودمو با کتاب خفه کردم در چند سال اخیر، حالا وقتی یه دو قدم تو زندگی واقعی برداشتم و نشاط حاصل از اونو تجربه کردم فهمیدم که زیاده روی کردم... هر چند ضرر نداشته اما ...

همین دیگه، تموم شد!

۱۱ آبان ۹۷ ، ۲۲:۲۵ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
فرید پرهمت

دردسر های کار با وردپرس و نعمت بیان بلاگ!!

از دیروز که سایتی رو با وردپرس بالا آوردم، بسی رنج بردم! و قدر نعمت وجود وبلاگ بیان رو دونستم.

هر چند به نظر میرسه وردپرس امکانات بیشتری در اختیار می گذاره و آزادی بیشتری داره اما در عوض دردسر های بیشتری هم داره. خلاصه که قدر بیان رو بدونید که چنین سرویس تر و تمیزی رو رایگان و بدون تبلیغات در اختیارتون قرار داده.

۱۰ آبان ۹۷ ، ۱۶:۵۹ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت

اعتراض نکن یا تغییر ده

تو زندگی اعتراض معنا نداره!! بله، همین طوره. اگر از به هر چیزی اعتراض داری و ناراضی هستی، یا تحمل کن و بساز یا شرایط رو تغییر بده.

اعتراض یعنی ناراضی هستی. اگر ناراضی هستی پس چرا برای تغییر اقدامی نمی کنی؟ منتظری از غیب برایت تغییر ایجاد کنند؟

۰۷ آبان ۹۷ ، ۲۳:۵۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

تسکین دهنده ی دردهایم

خوش حالم که هنوز صدای اذان مثل یک مسکن قوی دردها و زخم های دلم رو آروم میکنه و آرامش رو به من بر میگردونه...

۰۶ آبان ۹۷ ، ۱۱:۵۶ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرید پرهمت

از پاکستان تا به عراق

امروز شنیدم که زائرین پاکستانی اربعین که از مسیر ایران به کربلا رفته بودند، در حال برگشت به کشورشون هستن.

با خودم گفتم که چه چیزی باعث شده اینا درد و رنج سفر از پاکستان به ایران و از ایران به عراق رو به جون بخرن؟

با عقل که جور در نمیاد...

۰۵ آبان ۹۷ ، ۲۲:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

فاصله‌ی شنیدن تا چشیدن

از مزیت های وبلاگ بر شبکه های اجتماعی بسیار خوانده بودم، تا اینکه شبکه های اجتماعی رو هم تجربه کردم و فهمیدن فاصله از کجا تا به کجاست میان خواندن و فهمیدن، میان خواندن و تجربه کردن، میان شنیدن و چشیدن.

۰۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت