کوتاه نوشته های اجتماعی و اقتصادی

۵ مطلب با موضوع «رویدادهای زندگی» ثبت شده است

هستم ولی ....

هنوزم هستم و بی نهایت حرف برای گفتن دارم اما میلی به نوشتن ندارم فعلا...

۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۳۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

عیدتون مبارک / کمی دل گیرم

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

برکت ماه رمضان رو با تمام وجود حس کرده ام همیشه به خصوص در زمینه علمی...

از این که به دلیل سهل انگاری خودم امروز نتونستم نماز عید فطر رو شرکت کنم کمی دلگیرم

ان شا الله خداوند امروز عیدی قابل توجهی به همه ی ما بده که غم از دست دادن ماه رمضون رو از ذهن و قلب ها پاک کند و شادی عید بندگی رو در قلب ها جایگزین کند.

رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

تجربه‌ی یک ملاقات و مصاحبه کاری

اگر نوشته های شخصیت کاری و اولین تجربه من رو نخوندید، اول نوشته های کوتاه زیر رو نگاهی بندازید:

چگونه یک جایگاه شغلی را بدست آوریم؟
شخصیت کاری خوبی از خودم نساختم

امروز هم یه تجربه ی دیگه رو پشت سر گذاشتم. تفاوت این دفعه با دفعه قبل، این بود که نگاه و بینش و درک من و طرف مسئول گزینش،‌به هم نزدیک بود و در واقع به نوعی نگاه مشترک و درک مشترکی داشتیم و مسئول گزینش آدم عمیق و پری بود، نه سطحی و ظاهربین و این شد که ارتباط خوبی بین ما شکل گرفت و امیدوارم که ان شا الله آن چه خیر است، وافع شود.

در همین موضوع تفاهم و نگاه نزدیک به هم، نوشته ی کوتاه نقش تفاهم در استمرار و پایداری ارتباط رو می تونید یه نگاه بندازید. 

از این که نگاهتون رو چند دقیقه ای به من سپردید، بی نهایت ممنونم.

۲۳ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

چند کلامی حرف دل (۲)

بیستمین نوشته رو می نویسم و پایان جمله رو نقطه نمیذارم چون هنوز اول راهیم

چند سالی از  شروع بمباران های بی رحمانه ابهامات می گذرد و هر چند اوایل، به معنای واقعی کلمه، نابود شدم اما کم کم عادت کردم و یاد گرفتم که زندگی، زین پس یعنی دست و پنجه نرم کردن با چالش ها. همه ی مشکلات و معضلات و یا هر عنوان دیگه ای مثل مسائل، فقط چالش هستند که چاره ای جز دست و پنجه نرم کردن با آنها نداری. حتی اگر تو دست از سرش برداری،‌او ول کن نیست.

کم کم یاد گرفتم که از چالش نترسم و نباید ترسید و اصلا ترس نداره، چون آخرش یا به مطلوب میرسی یا نه و این ترس نداره. کم کم یاد گرفتم که برای تغییر اوضاع، باید به استقبال تحول رفت و با آغوش گرم از تحول پذیرایی کرد و هم پای تحولات پیش رفت. کم کم یاد گرفتم، نق زدن دردی رو درمون نمی کنه و باید به دنبال حل مسئله و راه حل و راه کار بود. کم کم تنهایی رو بیش تر احساس کردم چون نمی تونستم و نمی خواستم مثل دیگران نسبت به مسائل زندگی خودم و دیگران و جامعه و بشریت بی تفاوت و بی احساس باشم. کم کم مثل بچه های کار یاد گرفتم که باید روی پای خودم بایستم و تنهایی طی مسیر کنم.

کم کم زمین خوردن ها برایم کم درد تر و عادی تر شد و محکم تر و شجاع تر شدم. در همان حال که لحظه ها را مشغول دست و پنجه نرم کردن با مسائل و مشکلات بودم، نفهمیدم کی بزرگ شدم و کی زمان از مقابلم گذر کرد که ندیدمش...

حس غریبانه و در عین حال شیرینی است. در لا به لای همین فراز و نشیب ها و در میان دنیای پر پیچ و خم اندیشه، دوستی یافتم که دیگران نامش را خدا می نهند. من خدای خودم و رفیق و هم نشین خودم را در دنیای خودم یافتم، برعکس عموم مردم که خدا را از میان کتاب های دینی و مذهبی می یابند.

ارزشمند ترین و بهترین یافته ی من در ازای عمری که داده ام، «خدایم» بوده است و از خدایم، آرامش، اعتماد و اطمینان کسب کرده ام که توشه ی ادامه ی سفر و ماجراجویی من خواهد بود.

۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرید پرهمت

شخصیت کاری خوبی از خودم نساختم

امروز برای حضور و ورود به یک مجموعه یک قرار ملاقات داشتم. نمیشه گفت مصاحبه اما تقریبا مصاحبه ای داشتم.
قبل از این که ادامه ی داستان رو پی بگیرید لطفا نوشته ی کوتاه «چگونه یک جایگاه شغلی را بدست آوریم؟» را مطالعه کنید تا منظورم رو متوجه بشید.

چهره و شخصیت کاری خوبی از خودم نساختم. با چالش هایی که پیش پام گذاشتن خوب تا نکردم. به عبارت دیگه خودم رو اثبات نکردم. هر چند اگر فرض کنیم من نسبت به خود شخص ارزیابی کننده، اطلاعات و سواد بیش تر و گسترده تری هم داشته باشم اما بازم ملاک مهارت فرد هست یعنی چگونگی انجام کار، کیفیت انجام کار، سرعت انجام کار.

حتی اگر مدرک دکترا داشته باشید و سابقه آنچنانی، باز هم ملاک توان شما در انجام با کیفیت و سریع کار هست یعنی مهارت ملاک است. اصلا همه ی درس خواندن و مطالعه کردن برای این هست که در نهایت کیفیت کار ما و مهارت ما افزایش پیدا کند و حرفه ای تر و ماهر تر شویم.

این همان نکته ای است که اکثریت جامعه ما توقع دارند به واسطه مدرک و بدون این که مهارت و توانایی انجام کاری رو داشته باشند، صاحب شغل با درآمد مطلوب باشند. اما بهتره از خودمون سوال کنیم که در ازای کدامین هنر و مهارت و توانایی ما باید به ما پول پرداخت کنند.

برگردیم به داستان خودم، گمان نمی کنم از این ملاقات نتیجه مطلوب بدست آید اما فردا همه چیز مشخص میشه.

۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرید پرهمت